ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
645
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
تنافر بود . او كسى كه است رمله را خراب كرد و سردارشان هاروق ( ؟ ) التركى را منهزم نمود و به قتل آورد و زنانش را اسير نمود و نيز هم اوست كه ممدوح تهامى بوده است . مسبحى و جز او از مورخان دولت عبيديان از قرابت حسان بن مفرج و فضل بن ربيعة بن حازم بن جراح و برادرش بدر بن ربيعه سخن گفتهاند . شايد اين فضل همان جد آل فضل بوده باشد . ابن اثير گويد : ابو عمران فضل بن ربيعة بن حازم بن الجراح الطائى پدرانش فرمانروايان بلقاء و بيت المقدس بودند . فضل گاه با فرنگان بود و گاه با خلفاى مصر . طغتكين اتابك تتش و فرمانرواى دمشق چون چنين ديد او را از شام طرد كرد . او نزد صدقة بن مزيد رفت و به دو پناه برد و هديهاى بزرگ تقديم او نمود كه از جملهء آن هفت هزار دينار نقد بود . [ 1 ] چون صدقة بن مزيد در برابر سلطان محمد بن ملكشاه در سال 500 و پس از آن علم مخالفت برافراشت و ميان آن دو كشمكشها درگرفت ، فضل در طلايه قرار داشت ولى نزد سلطان گريخت . چون بيامد سلطان او را و يارانش را خلعت داد و در خانهء صدقه در بغداد فرودش آورد . چون سلطان به قتال صدقه رفت ، فضل از او خواست كه راه باديه در پيش گيرد تا اگر فضل خواست از آن سو بگريزد نگذارد . سلطان او را اجازت داد . فضل از آب گذشته به انبار رفت ولى هرگز نزد سلطان بازنگرديد . پايان كلام ابن اثير . از سخن ابن اثير و مسبحى چنين برمىآيد كه فضل و بدر - بدون ترديد - از خاندان جراح بودهاند و نيز از سياقت اين نسبنامه برمىآيد كه فضل نياى ايشان بوده است زيرا ايشان در نسب او مىگويند : فضل بن على بن مفرج و برخى ديگر مىگويند فضل بن على بن جراح . شايد اين دستهء اخير ربيعه را به مفرج كه بزرگ بنى جراح است نسبت داده باشند و اين امر در اثر طول زمان حاصل شده باشد و در باديه از اين گونه غفلتها و اشتباهات ديده مىشود . اما در نسبت اين حى به طى برخى مىگويند كه رياست طى از آن اياس بن قبيصه از بنى سنبس بن عمرو بن الغوث بن طى بود . و اياس همان كسى است كه كسرى او را بعد از آل منذر و قتل نعمان بن المنذر فرمانروايى حيره داد و نيز او بود كه بر سر حيره با خالد بن الوليد مصالحه كرد . از آن پس رياست قبيلهء طى در بنى قبيصه بود و ايشان در صدر اسلام رياست داشتند . شايد آل فضل و آل جراح از اعقاب ايشان بوده باشند . اگر هم اعقابش منقرض شده باشد اينان نزديكترين خاندانها به او هستند زيرا رياست در خاندانها و شعوب در اهل عصبيت همچنان پيوستگى خويش حفظ كند و ما در مقدمه از آن سخن آورديم . ابن حزم به هنگام بيان انساب طى گويد : آنان از يمن خارج شدند و در اجا و سلمى
--> [ ( 1 ) ] متن : نه هزار .